محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
495
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
يك پيامبر ، خطبه بنامش خوانده شد ، در سند وعمان نيز خطبه بنامش بود وگرفت آنچه گرفت ، همين كه اين مرد با خاندان سامانى رو در رو ايستاد وخراسان را خواست ، خداوند نابودش كرد وگروهان سپاهش را بپراكند ودشمنان را بر أو چيره ساخت ، پس مرگ باد بر دشمنان خاندان سامانى . [ بسال 190 مكتفى رى وجبال را به إسماعيل سامانى داد « 1 » . اين خاندان منقبت بسيار دارند . من از يك ظريف پرسيدم : شاه ( سامانى ) هنگامى كه در گرگان شكست خورد چه كرد ؟ أو پاسخ گفت : دستش را بلند كرده گفت : خدايا ، تو پدران مرا پيروز كرده دولتشان را نگاهدارى كردهاى ، اكنون اين ديلميان بر ما تاختهاند واين ستمگر بر ما يورش آورده ، اگر ايشان از ما بدترند « 2 » ! ما را بر ايشان پيروز گردان ! چيزى نگذشت كه خبر مرگ عضد الدولة پخش شد ، وسپس برادرش وفرمانده لشكريانش مردند ، وخداوند ايشان را بپراكند وفرزندانشان بكشت جز كساني كه به آشتى ودوستى باز آمد ] . * در فرهنگ اين خاندان چنانست كه دانشمندان را در برابر شاه مجبور به زمين بوسى نمىكنند . در شبهاى آدينه در ماه رمضان مجلس مناظره مىسازند . شاه اين جلسهها را با پرسشى مىگشايد ، سپس
--> ( 1 ) يعنى 290 ه . ( 2 ) شايد ظرافت راستان نيز از نظر مقدسي كه راوي قصه را يك « ظريف » خوانده است ، همين باشد كه شاهان خاندان سامانى را شر سبكتر شمرده ، هر دو شر را بازيگران ومهرههاى خيمه شب بازى الهى در جهان دانسته است .